بعضی وقتا آدم یه چیزائی میبینه و میشنوه که دلش به درد میاد
چیزائی که قیمت آدما رو مشخص می کنه
تا ببینن چقدر پیش همدیگه ارزش دارن
بد ترین حالتش اینه که ببینی با چیزی همقیمت هستی که واویلا
اون چیز خاص کجا و احساسات تو کجا
دل منم یکی از اوناس
از اونائی که دیدن به اندازه ارزنی واسه طرفشون ارزش ندارن
این همه خون دل خوردن و عشق و محبت شد باد هوا
یکی از دلایلی که باعث شد تا آخر عمرم تنها باشم شاید این باشه که دیدم سر سوزنی پیش تو
اهمیت نداشتم
من اینو ازت می خواستم همین چیز کم رو اما تو همینم بخاطر من نکردی
من آدم حسودی نیستم به هیچ عنوان
اما می خواستم اینو بهت بگم تو تنهائیات یه وقتی فکر نکنی منو دوست داشتیا
که یه ذزه هم نداشتی
فراموش کردنت خیلی سخته اما من مرحله سختشو رد کردم
قربون آقام برم که با همه کثافت کاریام دوستم داره
می دونم که داره اونم بی دروغ
آخه اسمم دوباره در اومده واسه حرمش
قربون غروبای بین الحرمینش برم که خود بهشته
این شعرم واسه اربابم
قدم به قدم تا حرم میام به امید کرم
سرمو میزارم زیر پات زیر پات دخیلتم ای صاحب علم
روضه های تو آتیشم زده میکنه بلند ضجمو با طواف دور شیشگوشت خدا میکنه قبول حجمو
آرزو دارم غباری از حرم بر دل نشیند آن سخن کز دل بر آید لاجرم بر دل نشیند
ما عبدای درباریمو غلامیتونو داریمو
اومدم آقاجون تا بخوام تا بخوام ببخشی ندونم کاریمو
روی زانوام سینه خیز میام میزنم صدا الدخیل
عشقم این شده دوباره بگم با یه مشت گدا الدخیل
من این دلم به عشق تو یکدست میکنم
راه دلم به غیر تو بن بست می کنم
از راه گوش خوردن باده کسی ندید
من یا حسین میشنوم مست می کنم