تبليغاتX
عشق پرزده

عشق پرزده

در ره عشق همچو کوهی آهنین خواهم ماند

صدای قلب من

مردان هم قلب دارن
فقط صدایشان، یواش تر از صدای قلب یک زن است!
مرد ها هم در خلوتشان برای عشقشان گریه میکنند!
شاید ندیده باشی؛ اما همیشه اشک هایشان را در آلبوم دلتنگیشان قاب میکنند!
هر وقت زن بودنت را میبینم؛ سینه ام را به جلو میدهم،صدایم را کلفت تر میکنم
... تا مبادا...لرزش دست هایم را ببینی !
مرد که باشی ... دوست داری ... از نگاه یک زن مرد باشی ..
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آبان 1390ساعت 13:54  توسط پویا برزگر  | 

فردا

به نام اون خدایی که واسه همه دنیا نفسه

کاشکی که فردا نرسه

شبای هیچ بنده خدا نباشه مثل شب ما

الهی در به در نشه

به آسمون نگاه کنه

تا صبح دعا دعا کنه

که کاشکی شب به سحر نشه

 

همه آرزومه این حرف

نبودنم همه مشکلات رو حل میکنه

خدایا توی وجومی  و آرامش قلبم اما بریدم

یاد گرفتم مثل دوست باهات حرف بزنم

تو که دوست مهربون منی

تو که از همه به من نزدیک تری

تو که حرفامو خوب درک می کنی

تو بهتر از خودم میدونی تو قلبم چیه

پس میخوام ازت

خیلی خسته ام خدا جون

کم آوردم

تو به دادم نرسی بیچاره ام

خدا دوست دارم

خدایا قطعا" به قول عشقم من کثافتم اما 

هنوز بیچاره نشدم اگه تو ولم کنی بیچاره میشم

تو می دونی چفدر دوسش دارم اما اون نمی دونه  اصلا"

نمیدونه

نمی دونم چه فکری راجع به من میکنه

اما تو خبر داری

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آبان 1390ساعت 10:44  توسط پویا برزگر  | 

...

خدایا تو را عاشق دیدم و غریبانه عاشقت شدم

تو را بخشنده پنداشتم و گناهکار شدم

تو را وفادار دیدم و هر جا که رفتم بازگشتم

تو را گرم دیدم و در سردترین لحظات به سراغت آمدم

تو مرا چه دیدی که وفادار ماندی؟؟؟

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آبان 1390ساعت 9:54  توسط پویا برزگر  | 

...

همه راست می گن من دروغ

حرفت جالب بود

 

                                                           این نیز بگذرد...

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آبان 1390ساعت 9:45  توسط پویا برزگر  | 

غمهام...

بعضی وقتا آدم یه چیزائی میبینه و میشنوه که دلش به درد  میاد

چیزائی که قیمت آدما رو مشخص می کنه

تا ببینن چقدر پیش همدیگه ارزش دارن

بد ترین حالتش اینه که ببینی با چیزی همقیمت هستی که واویلا

اون چیز خاص کجا و احساسات تو کجا

دل منم یکی از اوناس

از اونائی  که دیدن به اندازه ارزنی واسه طرفشون ارزش ندارن

این همه خون دل خوردن و عشق و محبت شد باد هوا

یکی از دلایلی که باعث شد تا آخر عمرم تنها باشم شاید این باشه که دیدم سر سوزنی پیش تو

اهمیت نداشتم

من اینو ازت می خواستم همین چیز کم رو اما تو همینم بخاطر من نکردی

من آدم حسودی نیستم به هیچ عنوان

اما می خواستم اینو بهت بگم تو تنهائیات یه وقتی فکر نکنی منو دوست داشتیا

که یه ذزه هم نداشتی

فراموش کردنت خیلی سخته اما من مرحله سختشو رد کردم

قربون آقام برم که با همه کثافت کاریام دوستم داره

می دونم که داره اونم بی دروغ

آخه اسمم دوباره در اومده واسه حرمش

قربون غروبای بین الحرمینش برم که خود بهشته

این شعرم واسه اربابم

قدم به قدم تا حرم                میام به امید کرم

سرمو میزارم        زیر پات           زیر پات     دخیلتم ای صاحب علم

روضه های تو آتیشم زده میکنه بلند ضجمو     با طواف دور شیشگوشت خدا میکنه قبول حجمو

آرزو دارم غباری از حرم بر دل نشیند              آن سخن کز دل بر آید لاجرم بر دل نشیند

ما عبدای درباریمو                  غلامیتونو  داریمو

اومدم آقاجون تا بخوام        تا بخوام           ببخشی ندونم کاریمو

روی زانوام           سینه خیز میام           میزنم صدا الدخیل

عشقم این شده     دوباره بگم      با یه مشت گدا الدخیل

 

من این دلم به عشق تو یکدست میکنم

راه دلم به غیر تو بن بست می کنم

از راه گوش خوردن باده کسی ندید

من یا حسین میشنوم مست می کنم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390ساعت 17:23  توسط پویا برزگر  |